السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
292
جواهر البلاغة ( فارسى )
براى تخيير است و مخاطب مىتواند تنها با يكى از آن دو ازدواج كند . در پايان ، به توضيح چند اصطلاح در قلمرو عطف ، توجه كنيد : « تعقيب » : واقع شدن و رخ دادن معنا بر معطوف است پس از رخ دادن آن بر معطوف عليه بدون فاصله . « ترتيب » : مقدم بودن يكى بر ديگرى است هنگام پديد آمدن معنى و واقع شدن حادثه . « تراخى » : رخ دادن معنا بر معطوف است پس از واقع شدن بر معطوف عليه ، با فاصله و با گذشت زمان . المبحث الخامس فى التّقييد بالبدل أمّا البدل فيؤتى به للمقاصد و الأغراض الّتى يدلّ عليها و يكون لزيادة التقرير و الإيضاح لأنّ البدل مقصود بالحكم بعد إبهام . نحو : حضر إبنى على فى بدل الكلّ و نحو : سافر الجند أغلبه فى بدل البعض و نحو : نفعنى الأستاذ علمه فى بدل الإشتمال و نحو : وجهك بدر شمس فى بدل الغلط و ذلك لإفادة المبالغة التّى يقتضيها الحال . بحث پنجم دربارهء مقيّد ساختن به بدل است . اما بدل ، براى اهدافى آورده مىشود كه بر آنها دلالت دارد . و بدل ، براى افزودن روشنى و توضيح است . زيرا بدل ، مقصود حكم است ، پس از ابهامى كه در كلام ، وجود دارد . مانند : « حضر إبنى على » در بدل كل . در اين مثال ، حكم يعنى : حضور ، به ( إبن ) نسبت داده شده است ، لكن چون ممكن است ، گوينده ، چند پسر داشته باشد اسناد حكم ، ابهام دارد ، پس از آمدن « علىّ » كه بدل كلّ براى « إبن » است ، اين ابهام زدوده مىگردد و همين « علىّ » مقصود حكم حضور است . و مانند : « سافر الجند أغلبه » بيشتر سپاهيان ، مسافرت كردند . در اين مثال ، « أغلبه » بدل بعضى براى « الجند » قرار گرفته است . و مانند : « نفعنى الاستاذ علمه » دانش استاد به من سود رساند . در اين مثال ، « علمه »